ترجمه "completeness" به فارسی
تمامی, تمام شدگی, کامل بودن بهترین ترجمه های "completeness" به فارسی هستند.
completeness
noun
دستور زبان
the state or condition of being complete [..]
-
تمامی
Women have the terrible privilege of being able suddenly to undergo a complete change.
زن از این امتیاز هولناک برخوردار است که میتواند یکباره به تمامی عوض شود.
-
تمام شدگی
-
کامل بودن
statistics term
It was stupid, the way I needed his phantom at the edge of the yard to feel complete.
این که حتماً باید شبحش را در گوشهی حیاط میدیدم تا احساس کامل بودن داشته باشم احمقانه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " completeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "completeness" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
مبنای فروش تکمیل شده
-
هزینه های کاملا تخصیص یافته
-
قطعات منفصله- اجزای کاملا جدا شده
-
معامله کامل
-
بودجه در پایان کار · بودجه ی اتمام
-
روش کار تکمیل شده
-
کار انجام شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن