ترجمه "completion" به فارسی
اتمام, کمال, تکمیل بهترین ترجمه های "completion" به فارسی هستند.
completion
noun
دستور زبان
The act or state of being or making something complete; conclusion, accomplishment. [..]
-
اتمام
nounMany of the prisoners hadn't even completed grammar school.
خیلی از زندانیان حتی کلاس دستور زبان مدرسه را هم به اتمام نرسانده بودند.
-
کمال
nounIt turns out Sherman is not a complete and total loser, after all.
معلوم شده شرمن دیگه یه بازنده ی تمام و کمال نیست
-
تکمیل
nounIt's just s s smoke I want to complete my bliss.
فقط با کشیدن سیگار است که میخواهم سعادتم را تکمیل کنم.
-
ترجمه های کمتر
- پایان
- آزگاری
- تكميل
- فرجامش
- پری
- خاتمه
- (فوتبال امریکایی) پاس هوایی موفقیت آمیز
- تکمیل بودن
- پایان یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " completion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Completion
-
تکمیل
Completed by the second century B.C.E., that version is the Septuagint.
این ترجمه به نام «سَبْعینی» (سِپتواِجینْت) در قرن دوم تکمیل شد.
عباراتی شبیه به "completion" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
مبنای فروش تکمیل شده
-
هزینه های کاملا تخصیص یافته
-
قطعات منفصله- اجزای کاملا جدا شده
-
معامله کامل
-
بودجه در پایان کار · بودجه ی اتمام
-
روش کار تکمیل شده
-
کار انجام شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن