ترجمه "compunction" به فارسی

غم, ندامت, پشیمانی بهترین ترجمه های "compunction" به فارسی هستند.

compunction noun دستور زبان

A pricking of conscience or a feeling of regret, especially one which is slight or fleeting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غم

    noun
  • ندامت

    noun

    you would have sent me to stab him without compunction.

    بدون هیچ ندامت و عذاب وجدانی مرا با خنجر به سراغ او میفرستادید.

  • پشیمانی

    noun

    He would use it to get what he wanted without compunction if it would help

    اگر برای نیل به آنچه میخواست مفید بود، بدون پشیمانی از این امکانش سود میبرد،

  • ترجمه های کمتر

    • پشيمانی
    • شرمساری
    • تاسف
    • رقت
    • افسوس
    • تردید (اخلاقی یا وجدانی)
    • ندای وجدان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compunction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "compunction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه