ترجمه "computing" به فارسی
انفورماتیک, محاسبه, علوم کامپیوتر بهترین ترجمه های "computing" به فارسی هستند.
computing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of compute. [..]
-
انفورماتیک
nounthe study, field of computers and computer programming
-
محاسبه
nounIt just runs certain kinds of computations on things.
تنها کار مشخصی را محاسبه کرده و انجام میدهد.
-
علوم کامپیوتر
nounScience and technique of data elaboration and of automatic treatment of information.
Turns out I think he's actually a computer scientist.
من فکر می کنم در واقع کریگ یک دانشمند علوم کامپیوتر است.
-
ترجمه های کمتر
- رشته کامپیوتر
- حساب
- رایانش
- علم رایانه
- علم کامپیوتر
- علوم رایانه
- محاسبات
- محسبات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " computing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "computing" با ترجمه به فارسی
-
رایانش پذیری · شماره پذیری · محاسبهپذیری
-
زبانشناسی رایانشی · زبانشناسی محاسباتی
-
برنامهنويسي رايانهاي · برنامهنویسی · برنامههاي رايانهاي · سيستمهاي رايانهاي · نرمافزار رایانهای · نرمافزار کامپیوتری
-
معماری کامپیوتر
-
دانشمند محاسباتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن