ترجمه "concatenation" به فارسی

عمل الحاق, الحاق, تسلسل بهترین ترجمه های "concatenation" به فارسی هستند.

concatenation noun دستور زبان

(countable) A series of links united; a series or order of things depending on each other, as if linked together; a chain, a succession. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمل الحاق

  • الحاق

    noun
  • تسلسل

  • ترجمه های کمتر

    • (درمورد یک سلسله حوادث یا چیزهای مربوط به هم) زنجیره
    • رده بندی
    • زنجیره بندی
    • هم زنجیره
    • هم زنجیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concatenation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "concatenation" با ترجمه به فارسی

  • زنجیره ای · زنجیره کردن · زنجیری · مسلسل · مسلسل کردن · هم زنجیر کردن · هم زنجیره
  • زنجیره ای · زنجیره کردن · زنجیری · مسلسل · مسلسل کردن · هم زنجیر کردن · هم زنجیره
  • زنجیره ای · زنجیره کردن · زنجیری · مسلسل · مسلسل کردن · هم زنجیر کردن · هم زنجیره
اضافه کردن

ترجمه های "concatenation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه