ترجمه "concave" به فارسی
مقعر, کاو, توگود بهترین ترجمه های "concave" به فارسی هستند.
concave
adjective
verb
noun
دستور زبان
curved like the inner surface of a sphere or bowl [..]
-
مقعر
adjectiveIn the middle of the concave side, there is a groove twelve inches deep, in which the extremities of the axle are lodged
در وسط قسمت مقعر شیاری به عمق یک ثلث گز قرار دارد که دو انتهای محور را در آن قرار دادهاند
-
کاو
-
توگود
-
ترجمه های کمتر
- سطح یا چیز کاو
- فرورفته
- مقعر کردن
- کاو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "concave"
عباراتی شبیه به "concave" با ترجمه به فارسی
-
چندضلعیهای کوژ و کاو
-
(بیشتر در مورد عدسی و غیره) دوسو کاو · مقعر الطرفین · کاوکاو
-
(نورشناسی) عدسی کوژ - کاو (که طرف کوژ آن از طرف کاو انحنای بیشتری دارد و لذا بخش میانی آن ضخیم تر است) · محدب و مقعر · کوژ و کاو
-
مسطح - مقعر · هامن -کاو
-
(جمع) سطح کاو · تقعر · فرو رفتگی · چیز(های) کاو · کاو بودن · کاوی
-
تقعر · کاوی
-
تقعر · کاوی
-
تابع کاو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن