ترجمه "conceit" به فارسی
غرور, نخوت, خودبینی بهترین ترجمه های "conceit" به فارسی هستند.
conceit
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) Overly high self-esteem; vain pride; hubris. [..]
-
غرور
nounThere is always conceit and negligence behind misconduct.
هميشه غرور بيجا و سهل انگاري پشت پرده خرابکاري هاست.
-
نخوت
noun -
خودبینی
Add conceit to dishonor, he said.
خودبینی رو هم به بی شرافتی اضافه کن.
-
ترجمه های کمتر
- تصور
- تکبر
- خودپسندی
- پِندار
- فکر
- هنرساخت
- تخیل
- (اشیای کوچک و ساخته شده باظرافت و هنرمندی) بدیعه
- (انگلیس - محلی) خوش آمدن (از کسی)
- (به ویژه شعر قرن های شانزدهم و هفدهم) استعاره ی پیچیده
- (در اصل) اندیشه
- (مهجور) اندیشیدن
- استعاره ی بعید
- اندیشه ی فردی
- تصور کردن
- شیفته شدن
- نظر فردی هر شخص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conceit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conceit" با ترجمه به فارسی
-
خودبین
-
(دارای سر) پرسودا · (مهجور) بوالهوس · از خود راضی · خود بزرگ بین · غره · متلون المزاج · متکبر · مغرور · هوسباز · پرنخوت · گند دماغ دار
-
خود بزرگ دانی · خودبینی · خودفریفتگی · غرور
-
(دارای سر) پرسودا · (مهجور) بوالهوس · از خود راضی · خود بزرگ بین · غره · متلون المزاج · متکبر · مغرور · هوسباز · پرنخوت · گند دماغ دار
-
(دارای سر) پرسودا · (مهجور) بوالهوس · از خود راضی · خود بزرگ بین · غره · متلون المزاج · متکبر · مغرور · هوسباز · پرنخوت · گند دماغ دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن