ترجمه "conceive" به فارسی

تصور کردن, نگاشتن, اندیشیدن بهترین ترجمه های "conceive" به فارسی هستند.

conceive verb دستور زبان

(transitive) To develop an idea. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصور کردن

    verb

    who, I conceived, would read it in a rather strong voice

    نزد خود تصور کردم که او تابلو مرا با صدای بلند خواهد خواند

  • نگاشتن

    verb
  • اندیشیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • فهمیدن
    • (در مغز) تکوین یافتن
    • آبستن شدن
    • اندیش زایی کردن
    • بارور شدن
    • باور داشتن
    • برداشت کردن
    • بستن شدن
    • بسته شدن نطفه
    • به فکر خطور دادن
    • بیان کردن
    • تخیل کردن
    • حامله شدن
    • در شکم داشتن
    • در فکر پروردن
    • درک کردن
    • معتقد بودن
    • گشن دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conceive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conceive" با ترجمه به فارسی

  • امکان پذیری · قابلیت تصور
  • بطورقابل تصور · چنانکه بتوان تصورکرد
  • با عقل جور در آمدنی · باور کردنی · شدنی · قابل تصور · ممكن · ممکن · پندار پذیر
  • انگاشتن · در نظر داشتن · روبروشدن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن
  • امکان پذیری · تصورپذیری · قابلیت تصور
  • بد طرح شده · بد نقشه ریزی شده · نسنجیده
  • با عقل جور در آمدنی · باور کردنی · شدنی · قابل تصور · ممكن · ممکن · پندار پذیر
  • با عقل جور در آمدنی · باور کردنی · شدنی · قابل تصور · ممكن · ممکن · پندار پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "conceive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه