ترجمه "conclusive" به فارسی

قاطع, قطعی, مسلم بهترین ترجمه های "conclusive" به فارسی هستند.

conclusive adjective دستور زبان

Providing an end to something; decisive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاطع

    adjective

    but didn't you teach that you can't be so conclusive about illnesses?

    ولی آیا شما یاد ندادید که ما نمیتوانیم در مورد بیماری ها خیلی قاطع و سرسخت باشیم؟

  • قطعی

    adjective

    The mother's face lighted up with ecstatic happiness at the sight of this conclusive unspoken reconciliation.

    چهرة مادر از دیدن این آشتی قطعی بین خواهر و برادر از شعف و خوشبختی روشن شد.

  • مسلم

    with such conclusive arguments, and such figures and mathematical proofs

    سخنان خود را توأم با دلایل مسلم و با حرکات و اطوار علمی مربوط به این فن گفت

  • ترجمه های کمتر

    • بی برو و برگرد
    • پایان بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conclusive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conclusive" با ترجمه به فارسی

  • بطورقطعی یاقاطع ع
  • (حقوق) آخرین دفاع خوانده · (در استدلال یا بررسی یاداوری) فرجام · (در قیاس صوری یا صغری و کبرا) نتیجه ی قیاسی (یا بخش سوم قیاس صوری) · (قرارداد و غیره) بستن · (کتاب یا رساله) پسگفتار (که معمولا حاوی خلاصه تمام مطالب قبلی نیز هست) · (یک سلسله رویداد وغیره) پیامد (آخرین حلقه ی زنجیره ی تسلسل) · آخرین مدافعه ی متهم · آخرین مرحله · استدلال · انتها · انجام · انعقاد · بخش آخر · برامد · برداشت · خاتمه · سرانجام · فرجام · موخره · نتیجه · نتیجه گیری · نتیجه- انعقاد قرارداد · نظر نهایی دادگاه · پایان
  • نتیجه
  • قاطعیت · قطعیت
  • با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
  • نتیجه گرا
  • امر مسلم · نتیجه منطقی
  • (حقوق) آخرین دفاع خوانده · (در استدلال یا بررسی یاداوری) فرجام · (در قیاس صوری یا صغری و کبرا) نتیجه ی قیاسی (یا بخش سوم قیاس صوری) · (قرارداد و غیره) بستن · (کتاب یا رساله) پسگفتار (که معمولا حاوی خلاصه تمام مطالب قبلی نیز هست) · (یک سلسله رویداد وغیره) پیامد (آخرین حلقه ی زنجیره ی تسلسل) · آخرین مدافعه ی متهم · آخرین مرحله · استدلال · انتها · انجام · انعقاد · بخش آخر · برامد · برداشت · خاتمه · سرانجام · فرجام · موخره · نتیجه · نتیجه گیری · نتیجه- انعقاد قرارداد · نظر نهایی دادگاه · پایان
اضافه کردن

ترجمه های "conclusive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه