ترجمه "concretion" به فارسی
انجماد, تحجر, جماد بهترین ترجمه های "concretion" به فارسی هستند.
concretion
noun
دستور زبان
A solid, hard mass formed by a process of aggregation or coalescence. [..]
-
انجماد
-
تحجر
-
جماد
-
ترجمه های کمتر
- فشردگی
- پیوستگی
- (زمین شناسی) سنگال
- (پزشکی) سنگ
- بهم آمیختگی
- جامد شدگی
- جسم سفت و محکم
- سفت شدگی
- غده یا هرچیز متحجر شده
- مشخص سازی
- واقعیت یا عینیت (در مقابل انتزاعی یا مجرد بودن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concretion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "concretion"
عباراتی شبیه به "concretion" با ترجمه به فارسی
-
بتن الیافی
-
بتون آرمه
-
نمک بتن
-
کرمو شدگی کانکریت، تخلخل کانکریت
-
بتن اسفنجی اتوکلاوی
-
(هنر) اثر هنری که با آمیزش شعر و تصویر (بر پرده ی سینما و غیره) ساخته می شود
-
بتن های پلیمری
-
(قطعات پیش ساخته ی بتونی برای پل سازی و غیره) بتون پیش ساخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن