ترجمه "concubine" به فارسی
معشوقه, صیغه, متعه بهترین ترجمه های "concubine" به فارسی هستند.
concubine
noun
دستور زبان
A woman who lives with a man, but who is not a wife. [..]
-
معشوقه
-
صیغه
noun -
متعه
noun
-
ترجمه های کمتر
- موله
- سوکوشیتسو
- مول
- فاحشه
- یار
- (حقوق) هم خوابه (زنی که بدون ازدواج قانونی با مرد دیگری زندگی کند)
- زن صیغه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concubine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن