ترجمه "concur" به فارسی

همزمان بودن, (با: with) موافق بودن با, باهم (و به طور هماهنگ) عمل کردن بهترین ترجمه های "concur" به فارسی هستند.

concur verb دستور زبان

To unite or agree (in action or opinion); to have a common opinion; to coincide; to correspond. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همزمان بودن

    verb
  • (با: with) موافق بودن با

  • باهم (و به طور هماهنگ) عمل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تصدیق کردن
    • دریک زمان روی دادن
    • دست به دست هم دادن
    • قبول داشتن
    • مصادف بودن (از نظر زمانی) (coincide هم می گویند)
    • منطبق شدن
    • موافقت کردن
    • هم رای بودن
    • هم رخداد بودن
    • هم صدا بودن با
    • هم عقیده بودن
    • همگام بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "concur" با ترجمه به فارسی

  • بررسی اظهار نظر شایک مسئول کار حسابرسی توسط شریک دیگر
  • متوازن · موافق · هم آهنگ
  • (حقوق) نظرکتبی یک یا چند قاضی که با مصوبه ی اکثریت قضات دادگاه عالی مطابقت دارد ولی بر پایه ی دلایل و استدلال های دیگری استوار است
اضافه کردن

ترجمه های "concur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه