ترجمه "concurrence" به فارسی

توافق, موافقت, تلاقی بهترین ترجمه های "concurrence" به فارسی هستند.

concurrence noun دستور زبان

Agreement; concurring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توافق

    noun
  • موافقت

    The matron expressed her entire concurrence in this intelligible simile;

    خانم کور نی موافقت کامل خود را با این تشبیه اعلام داشت

  • تلاقی

  • ترجمه های کمتر

    • همرسی
    • همزمانی
    • تقارن
    • همگامی
    • انطباق
    • قبولی
    • هماهنگی
    • (در انجام کار یا ایجاد چیزی) همکاری
    • (هندسه) تقاطع
    • مصادف بودن (از نظر زمان) (concurrency هم می گویند)
    • نقطه ی تلاقی
    • هم رخدادی
    • هم زمانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concurrence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "concurrence" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "concurrence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه