ترجمه "condensation" به فارسی

میعان, چگالش, خلاصه بهترین ترجمه های "condensation" به فارسی هستند.

condensation noun دستور زبان

The act or process of condensing or of being condensed; the state of being condensed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میعان

    change of the physical state of matter from gas phase into liquid phase; reverse of evaporation

  • چگالش

    its some kind of cellular condensation

    اين يک جور تغليظ و چگالش سلولي يک

  • خلاصه

    noun

    busy with affairs of state, he bade him go and condense it

    چون وی سرگرم رتق و فتق امور کشور بود، حکیم را گفت برود و تاریخ را خلاصه کند

  • ترجمه های کمتر

    • تراکم
    • تراکمی
    • تقطیر
    • تکثیف
    • همچگالش
    • اختصار
    • مجمل
    • (شیمی) چگالش
    • (نگارش) تلخیص
    • (هواشناسی) ژاله زایی
    • (گاز و بخار و غیره) تغلیظ
    • اثر تلخیص شده
    • تبدیل گاز به آبگونه
    • تغلیظ شده
    • فشرده کردن
    • هم فشردگی
    • هم چگالش
    • کوته سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condensation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "condensation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "condensation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه