ترجمه "condensed" به فارسی
خلاصه شده, غلیظ, فشرده بهترین ترجمه های "condensed" به فارسی هستند.
condensed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of condense . [..]
-
خلاصه شده
adjective -
غلیظ
adjective -
فشرده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- متراکم
- مختصرشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condensed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "condensed" با ترجمه به فارسی
-
میعانات گازی
-
تراکم آلدول مخلوط
-
خازن · ظرفیت خازنی
-
چگال فرمیونی
-
تغلیظ شده · تقطیر شده · تلخیص شده · محصول میعان · چگالش · چگالیده
-
واکنش تراکمی
-
انقباض پذیر · جمع شدنی · خلاصه شدنی
-
فیزیک ماده چگال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن