ترجمه "condescend" به فارسی

(برتری خود را) به رخ کشیدن, (به طور مصنوعی و زننده) رعایت ادب کردن, (مهجور) فرجه دادن بهترین ترجمه های "condescend" به فارسی هستند.

condescend verb دستور زبان

(intransitive) To come down from one's superior position; to deign (to do something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (برتری خود را) به رخ کشیدن

  • (به طور مصنوعی و زننده) رعایت ادب کردن

  • (مهجور) فرجه دادن

  • ترجمه های کمتر

    • ارفاق کردن
    • افاده کردن
    • تمکین کردن
    • تن در دادن
    • خود را همتراز مادون خود کردن (از روی لطف)
    • رضایت دادن
    • فروتنی کردن
    • لطف کردن
    • منت نهادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condescend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "condescend" با ترجمه به فارسی

  • افاده آمیز · برتری آمیز · خود پسندانه · مهربان · گنددماغ دار
  • (اسکاتلند) ذکر جزئیات · رجوع شود به condescension · فهرست ویژگی ها
  • (اسکاتلند) ذکر جزئیات · رجوع شود به condescension · فهرست ویژگی ها
  • افاده آمیز · برتری آمیز · خود پسندانه · مهربان · گنددماغ دار
اضافه کردن

ترجمه های "condescend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه