ترجمه "confabulation" به فارسی
صحبت, گفتگو بهترین ترجمه های "confabulation" به فارسی هستند.
confabulation
noun
دستور زبان
A casual conversation; a chat. [..]
-
صحبت
noun -
گفتگو
nounwhen, at last, by reason of our confabulations, what little nappishness remained in us altogether departed
تا عاقبت به دلیل زیادی گفتگو هر چه خواب در چشمان ما مانده بود به کلی بیرون رفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confabulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "confabulation" با ترجمه به فارسی
-
(روان شناسی) افسانه سازی کردن (بخشی از خاطرات خود را باجزئیات من درآوردی پرکردن) · اختلاط کردن · اعطا کردن · تندتند حرف زدن · درد دل کردن · صحبت دوستانه کردن · مبادله کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · وراجی کردن · گپ زدن
-
(روان شناسی) افسانه سازی کردن (بخشی از خاطرات خود را باجزئیات من درآوردی پرکردن) · اختلاط کردن · اعطا کردن · تندتند حرف زدن · درد دل کردن · صحبت دوستانه کردن · مبادله کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · وراجی کردن · گپ زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن