ترجمه "confectionary" به فارسی

آجیل, شیرینیجات, قنادی بهترین ترجمه های "confectionary" به فارسی هستند.

confectionary adjective noun دستور زبان

Relating to, or of the nature of confections or their production. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آجیل

  • شیرینیجات

  • قنادی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آجیل فروشی
    • مغازه ی شیرینی فروشی
    • نقل و نبات
    • وابسته به شیرینی ونقل و نبات سازی
    • وابسته به یا مانند همساخت (یا در آمیخت)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confectionary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "confectionary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه