ترجمه "conferment" به فارسی
اعطا, اعطاء, اهدا بهترین ترجمه های "conferment" به فارسی هستند.
conferment
noun
دستور زبان
The act of conferring; a presentation [..]
-
اعطا
May not a woman confer status as well as a man?
نميتونه يک زن مثل يک مرد به کسي موقعيت اعطا کنه ؟
-
اعطاء
The prophet sent me to confer the sacred sealing power on a man in a small city far away.
پیامبر مرا برای اعطاء قدرت مقدّس مُهر کردن به یک مردی در یک شهر کوچک دور افتاده ای فرستاد.
-
اهدا
-
ترجمه های کمتر
- بخشش
- دادن (چیزهای افتخاری) (conferral هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conferment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conferment" با ترجمه به فارسی
-
رهبر جلسه
-
کنفرانس یالتا
-
كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل · كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد · کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد
-
جلسه پیشنهاددهندگان
-
منطقالطیر
-
مکالمه ی تلفنی چند نفره · کنفرانس تلفنی (که طی آن چند نفر از جاهای مختلف همزمان با همدیگر گفت و شنود و رایزنی می کنند)
-
مصاحبه مطبوعاتی · مصاحبه و كنفرانس مطبوعات · مصاحبه ی مطبوعاتی · پرس و گفت رسانه ای · کنفرانس خبری
-
رجوع شود به press conference · مصاحبه مطبوعاتی · مصاحبه و كنفرانس مطبوعات · نشست خبری · کنفرانس خبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن