ترجمه "confess" به فارسی
(الهیات) به گناهان خود اعتراف کردن (معمولا طی مراسم کلیسایی), (ایمان) آوردن, (به ایمان خود) شهادت دادن بهترین ترجمه های "confess" به فارسی هستند.
confess
verb
دستور زبان
To admit to the truth, particularly in the context of sins or crimes committed [..]
-
(الهیات) به گناهان خود اعتراف کردن (معمولا طی مراسم کلیسایی)
-
(ایمان) آوردن
-
(به ایمان خود) شهادت دادن
-
ترجمه های کمتر
- (شعر قدیم) مظهر (چیزی) بودن
- (کلیسای کاتولیک) به اعتراف گناهان کسی گوش دادن
- آشکار کردن
- اذعان کردن
- اشهد گفتن
- اعتراف کردن
- اقرار کردن
- به گردن گرفتن
- خستو شدن
- معترف بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "confess" با ترجمه به فارسی
-
خستو · معترف · مقر
-
(در برخی کلیساها) ایمان نامه · (معمولا جمع) اعترافات · (کلیسا) اعتراف به گناهان (در مقابل کشیش به طور خصوصی و یا به طور دسته جمعی طی مراسم مذهبی · (کلیسا) مراسم اقامه ی دعا و اشهد گویی · اشهد · اصول دین (عنوان کامل آن : confession of faith) · اعتراف · اعتراف (به ایمان خود) · اعترافنامه · اقرار · اقرار نامه · به گردن گیری · خستو · خود زیست نامه (زندگینامه ی خودنوشته که در آن از امور شخصی و خصوصی و نهانی نیز پرده برداری شود) · شهادت مذهبی · مراسم قرائت اصول دین · مرقد شریف · مزار شهید مذهبی یا مبشر روحانی
-
(در برخی کلیساها) ایمان نامه · (معمولا جمع) اعترافات · (کلیسا) اعتراف به گناهان (در مقابل کشیش به طور خصوصی و یا به طور دسته جمعی طی مراسم مذهبی · (کلیسا) مراسم اقامه ی دعا و اشهد گویی · اشهد · اصول دین (عنوان کامل آن : confession of faith) · اعتراف · اعتراف (به ایمان خود) · اعترافنامه · اقرار · اقرار نامه · به گردن گیری · خستو · خود زیست نامه (زندگینامه ی خودنوشته که در آن از امور شخصی و خصوصی و نهانی نیز پرده برداری شود) · شهادت مذهبی · مراسم قرائت اصول دین · مرقد شریف · مزار شهید مذهبی یا مبشر روحانی
-
(در برخی کلیساها) ایمان نامه · (معمولا جمع) اعترافات · (کلیسا) اعتراف به گناهان (در مقابل کشیش به طور خصوصی و یا به طور دسته جمعی طی مراسم مذهبی · (کلیسا) مراسم اقامه ی دعا و اشهد گویی · اشهد · اصول دین (عنوان کامل آن : confession of faith) · اعتراف · اعتراف (به ایمان خود) · اعترافنامه · اقرار · اقرار نامه · به گردن گیری · خستو · خود زیست نامه (زندگینامه ی خودنوشته که در آن از امور شخصی و خصوصی و نهانی نیز پرده برداری شود) · شهادت مذهبی · مراسم قرائت اصول دین · مرقد شریف · مزار شهید مذهبی یا مبشر روحانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن