ترجمه "confessor" به فارسی

خستو, معترف, خستوگر بهترین ترجمه های "confessor" به فارسی هستند.

confessor noun دستور زبان

One who confesses to having done something wrong [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خستو

    one who confesses

  • معترف

    noun

    You are not good as a confessor at all.

    تو اصلا اندازه يه معترف خوب نيستي

  • خستوگر

  • ترجمه های کمتر

    • مبشر
    • مقر
    • (کسی که در راه مسیحیت کشته شده یا مورد شکنجه و آزار زیاد قرار گرفته) شهید
    • (کلیسای کاتولیک) هریک از مقدسین (غیرشهید)
    • (کلیسای کاتولیک) کشیش ذیصلاحی برای شنیدن اعترافات اعتراف شنو
    • اعتراف کننده
    • اقرار کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confessor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "confessor" با ترجمه به فارسی

  • اندرزگر · ناصح · پندگر · کشیشی که به اقرار مردم گوش فرامی دهد
اضافه کردن

ترجمه های "confessor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه