ترجمه "confiding" به فارسی

رازگو, زود اعتماد, زود باور بهترین ترجمه های "confiding" به فارسی هستند.

confiding adjective noun verb دستور زبان

Present participle of confide. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رازگو

  • زود اعتماد

  • زود باور

  • ترجمه های کمتر

    • ساده دل
    • کالو
    • کالوس
    • کسی که به دیگری زود اعتماد کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confiding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "confiding" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) زودباور · بی باک · بی لغزش · ثابت قدم · خاطر جمع · خوش بینانه · دارای اعتماد به نفس (self-confident هم می گویند) · دلگرم · رازگو · رجوع شود به confidant · مطمئن · کسی که به دیگری زود اعتماد کند
  • دوست مورد اعتماد · رازدار · محرم · محرم راز · معتمد · همراز
  • (از روی اعتماد به دیگری) سپردن · (راز یا امور خصوصی خود را با کسی) در میان گذاشتن · (معمولا با: in someone) مورد اعتماد قرار دادن · (معمولا با: to) درد دل کردن با · اعتماد کردن به · راز دل را گفتن · سپردن · محرم کردن · محرمانه گفتن
  • ضریب اطمینان
  • شیاد · کلاهبردار · گوشبر
  • اعتماد به نفس
  • (انجیل) چیز مورد اعتماد یا اطمینان · اطمینان · اعتماد · اعتماد به راز نگهداری دیگری · اعتماد به نفس · اعتماد به نفس (self-confidence هم می گویند) · تقلبی · ثقة، اطمينان بخود , اعتماد بنفس , اطمينان , اعتماد , ايمان , توکل , پشت گرمي , اميد , اعتقاد · در میان گذاری · راز · راز داری · رازگویی · سر · شیادانه · محرم سازی · محرمانه · محرمیت · موضوع خصوصی · هرچیز محرمانه · کلاهبردارانه
  • محرمانه گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "confiding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه