ترجمه "confiscation" به فارسی

مصادره, توقیف, ضبط بهترین ترجمه های "confiscation" به فارسی هستند.

confiscation noun دستور زبان

The act or process of confiscating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصادره

    noun

    He and his books were in frequent requisition as to property confiscated and made national.

    خود او و دفاتر و اسنادش در مورد املاکی که مصادره یا ملی میشد، پیوسته مورد نیاز بود.

  • توقیف

    The equipment she used on me was similar to what we confiscated.

    تجهیزاتی که روی من استفاده کرد شبیه چیزی بود که توقیف کردیم.

  • ضبط

    I thought they'd confiscated the profits of murder.

    فکر کردم که به خاطر قتل خونه رو ضبط کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confiscation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "confiscation" با ترجمه به فارسی

  • توقیف کننده · ضبط کننده
  • ظبط یا توقیف کردن اموال
  • قابل مصادره (confiscatable هم می گویند) · مصادره شدنی · مصادره پذیر
  • (به زور) گرفتن · از دست رفته · توقیف کردن (اموال) · توقیفی · ضبط کردن · فقدان · مصادره ای · مصادره شده · مصادره کردن
  • (به زور) گرفتن · از دست رفته · توقیف کردن (اموال) · توقیفی · ضبط کردن · فقدان · مصادره ای · مصادره شده · مصادره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "confiscation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه