ترجمه "confound" به فارسی

مغشوش کردن, (بدون توجه و حساب) درهم آمیختن, (دشنام به نشانی خشم یا آزردگی) لعنتی ! بهترین ترجمه های "confound" به فارسی هستند.

confound verb noun دستور زبان

To confuse; to mix up; to puzzle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغشوش کردن

    verb
  • (بدون توجه و حساب) درهم آمیختن

  • (دشنام به نشانی خشم یا آزردگی) لعنتی !

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) شرمسار کردن
    • (قدیمی) نابود کردن
    • توده کردن (چیزهای ناجور)
    • حیران کردن
    • حیرت زده کردن
    • خجالت دادن
    • درهم ریختن
    • درهم و برهم کردن
    • سر در گم کردن
    • سرمست کردن
    • سرگشته کردن
    • قاطی پاتی کردن
    • مست کردن
    • هاج و واج کردن
    • هاج کردن
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "confound" با ترجمه به فارسی

  • (دشنام حاکی از خشم یا آزردگی) · حیران · سرگشته · فلان فلان شده ! · لعنتی ! · مبهوت · هاج · هاج و واج · کالیده
  • (دشنام حاکی از خشم یا آزردگی) · حیران · سرگشته · فلان فلان شده ! · لعنتی ! · مبهوت · هاج · هاج و واج · کالیده
اضافه کردن

ترجمه های "confound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه