ترجمه "congeal" به فارسی
ماساندن, ماسیدن, (خون) منعقد شدن بهترین ترجمه های "congeal" به فارسی هستند.
congeal
verb
دستور زبان
(transitive) To change from a liquid to solid state perhaps by cold [..]
-
ماساندن
-
ماسیدن
verb -
(خون) منعقد شدن
-
ترجمه های کمتر
- (در اثر سرما) بستن
- بسته شدن
- دلمه شدن
- سفت شدن
- سفت کردن
- منجمد شدن یا کردن
- یخ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congeal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congeal" با ترجمه به فارسی
-
افسردگی · انجماد · بستن · بستگی
-
بسته شدنی
-
بسته شدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن