ترجمه "congenial" به فارسی
هم مشرب, موافق, سازوار بهترین ترجمه های "congenial" به فارسی هستند.
congenial
adjective
دستور زبان
having the same or very similar nature, personality, tastes, habits or interests [..]
-
هم مشرب
adjective -
موافق
adjectivenor, indeed, should inches at all enter into a congenial admeasurement of the whale.
اصلا وقتی مسئله مربوط به اندازهگیری وال با نظر موافق باشد محلی برای گره نیست.
-
سازوار
-
ترجمه های کمتر
- فراخور
- متوافق
- همجور
- همخو
- همدل
- دمساز
- خوشآیند
- مناسب
- سازگار
- دلخواه
- مطلوب
- دارای علایق و سلیقه های مشابه
- مطابق سلیقه
- هم سلیقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congenial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congenial" با ترجمه به فارسی
-
سازگاری · موافقت · هم مشربی · همخویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن