ترجمه "congeniality" به فارسی

همخویی, سازگاری, موافقت بهترین ترجمه های "congeniality" به فارسی هستند.

congeniality noun دستور زبان

The quality of being congenial. The state of being agreeable or of having similar tastes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همخویی

  • سازگاری

  • موافقت

  • هم مشربی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congeniality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "congeniality" با ترجمه به فارسی

  • خوشآیند · دارای علایق و سلیقه های مشابه · دلخواه · دمساز · سازوار · سازگار · فراخور · متوافق · مطابق سلیقه · مطلوب · مناسب · موافق · هم سلیقه · هم مشرب · همجور · همخو · همدل
  • خوشآیند · دارای علایق و سلیقه های مشابه · دلخواه · دمساز · سازوار · سازگار · فراخور · متوافق · مطابق سلیقه · مطلوب · مناسب · موافق · هم سلیقه · هم مشرب · همجور · همخو · همدل
اضافه کردن

ترجمه های "congeniality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه