ترجمه "congenitally" به فارسی
ارثا, ازشکم مادر بهترین ترجمه های "congenitally" به فارسی هستند.
congenitally
adverb
دستور زبان
In a congenital manner. [..]
-
ارثا
-
ازشکم مادر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congenitally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congenitally" با ترجمه به فارسی
-
هیپرپلازی مادرزادی آدرنال
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
-
ارثی · ذاتی · فطری · مادرزاد · مادرزادی · موروثی
-
نئوپلاسمهای مادرزادی
-
فتق مادرزادی دیافراگم
-
ارثی · ذاتی · فطری · مادرزاد · مادرزادی · موروثی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن