ترجمه "congestion" به فارسی

احتقان, انبوهی, ازدحام بهترین ترجمه های "congestion" به فارسی هستند.

congestion noun دستور زبان

The act of gathering into a heap or mass; accumulation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احتقان

    noun
  • انبوهی

  • ازدحام

    noun

    If you can reduce traffic even somewhat, then congestion

    اگر بتوانید ترافیک را کاهش دهید حتی اگر خیلی کم باشد، آنگاه ازدحام

  • ترجمه های کمتر

    • تراکم خلط
    • جمع شدگی
    • غلبه خون
    • یکجاجمع شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congestion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "congestion"

عباراتی شبیه به "congestion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "congestion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه