ترجمه "conglobe" به فارسی

گلوله شدن, گردشدن, گردکردن بهترین ترجمه های "conglobe" به فارسی هستند.

conglobe verb دستور زبان

to conglobate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلوله شدن

    verb
  • گردشدن

  • گردکردن

  • گرد کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conglobe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conglobe" با ترجمه به فارسی

  • به هم فشردن و به شکل گوی درآوردن · گرد و متراکم کردن یا شدن · گرد کردن · گلوله شدن · گلوله شده · گلوله کردن · گوی شده (conglobe هم می گویند) · گوی کردن یا شدن
  • گردشدگی · گردوری
اضافه کردن

ترجمه های "conglobe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه