ترجمه "congress" به فارسی

کنگره, انجمن, مجلس بهترین ترجمه های "congress" به فارسی هستند.

congress noun دستور زبان

(archaic) A coming-together of two or more people; a meeting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنگره

    noun

    The congress of Vienna consulted that crime before consummating its own.

    کنگره وین . پیش از آنکه کار خود را به انجام رساند درباره این جنایت شور کرد.

  • انجمن

    noun
  • مجلس

    noun

    To be part of the constitution, you actually have to pass it twice in the congress.

    برای اینکه بخشی از قانون اساسی باشد بایستی این دوباره به تصویب مجلس می رسید .

  • ترجمه های کمتر

    • مقاربت
    • مراوده
    • معامله
    • آمیزش
    • همایش
    • آرمش
    • همایشگاه
    • جماع
    • کرند
    • گردهمایی
    • (به ویژه برخی کشورهای جمهوری) پارلمان
    • اعضای کنگره
    • فعل و انفعال جمعی
    • مجلس شورا C( -6 بزرگ) کنگره (درایالات متحده که از مجلس نمایندگان و مجلس سنا تشکیل شده است)
    • نشست کنگره
    • هم کنش اجتماعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Congress proper noun

The two legislative bodies of the United States: the House of Representatives, and the Senate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنگره

    the two legislative bodies of the USA

    Congress is figuring out how to work online.

    اعضاي کنگره دارن يه فکري مي کنن که چطوري به صورت آنلاين باهاش در ارتباط باشن.

  • کنگره آمریکا

    the two legislative bodies of the USA

عباراتی شبیه به "congress" با ترجمه به فارسی

  • کنگره ایالات متحده آمریکا
  • کنگره نپالی
  • کنفرانس وین (در پایان جنگ های ناپلئونی - 5
  • نماینده ی کنگره ی امریکا
  • پوتین نرم (congress shoe و congress gaiter هم می گویند)
  • آمیزش · مراوده · معامله · مقاربت
  • کنگره ترینامول ملیگرا
  • (امریکا) کنگره ی اقلیمی (اولین کنگره در سال 4771 و دومین گنگره در سال 5771 تشکیل شد و اعلامیه ی استقلال امریکا را در سال 6771 منتشر کرد) · کنگره قارهای
اضافه کردن

ترجمه های "congress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه