ترجمه "congregation" به فارسی

گروه, جماعت, اجتماع بهترین ترجمه های "congregation" به فارسی هستند.

congregation noun دستور زبان

A gathering of faithful in a Christian church, Jewish synagogue, mosque or other place of worship. It can also refer to the people who are present at a devotional service in the building, particularly in contrast to the pastor, minister, imam, rabbi etc. and/or choir, who may be seated apart from the general congregation or lead the service (notably in responsary form). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گروه

    noun

    A couple of years later, our group had grown to such an extent that a congregation was formed.

    با افزایش گروه، پس از چند سال جماعتی فرم گرفت.

  • جماعت

    noun

    News that he had been teaching that the Law had been set aside had reached the congregation.

    خبر تعالیم او مبنی بر منسوخ شدن شریعت به جماعت اورشلیم رسیده بود.

  • اجتماع

    I cannot think of another reason why you should congregate here.

    من دليل ديگه نميبينم که چرا اينجا اجتماع کرديد.

  • ترجمه های کمتر

    • گردهمایی
    • مجمع
    • همایش
    • (دوران کوچ نشینی در شمال خاوری ایالات متحده) دهکده
    • (کلیسای کاتولیک) جامعه ی مذهبی
    • اعضای کلیسا
    • بخشی از هر فرقه ی راهبان
    • حاضران در کلیسا
    • حوزه ی کلیسایی
    • شورای سالکان مذهبی (که معمولا از کاردینال ها تشکیل شده و هر شورا وظایف ویژه ای دارد)
    • هم مسلک
    • کوچ نشین
    • گردهمایی مذهبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congregation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "congregation" با ترجمه به فارسی

  • شرکت کننده در مراسم کلیسا · عضو کلیسا (یا کنیسه)
  • (دور هم) جمع شدن · (دور هم) جمع شده · اشتراکی · جمع شدن · عمومی · همایش کردن · همگانی · گرد آمدن · گرد آمده
  • وابسته به اعضای کلیسا C( -2 بزرگ) وابسته به فرقه ی کانگر گیشنال و پیروان آن
  • جامع
  • گروه
  • جماعت دوست · متمایل بجمع شدن · گردینده
اضافه کردن

ترجمه های "congregation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه