ترجمه "congregate" به فارسی
اشتراکی, همگانی, عمومی بهترین ترجمه های "congregate" به فارسی هستند.
congregate
adjective
verb
دستور زبان
(intransitive): To come together; to assemble; to meet. [..]
-
اشتراکی
-
همگانی
-
عمومی
-
ترجمه های کمتر
- (دور هم) جمع شدن
- (دور هم) جمع شده
- جمع شدن
- همایش کردن
- گرد آمدن
- گرد آمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congregate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congregate" با ترجمه به فارسی
-
شرکت کننده در مراسم کلیسا · عضو کلیسا (یا کنیسه)
-
وابسته به اعضای کلیسا C( -2 بزرگ) وابسته به فرقه ی کانگر گیشنال و پیروان آن
-
جامع
-
(دوران کوچ نشینی در شمال خاوری ایالات متحده) دهکده · (کلیسای کاتولیک) جامعه ی مذهبی · اجتماع · اعضای کلیسا · بخشی از هر فرقه ی راهبان · جماعت · حاضران در کلیسا · حوزه ی کلیسایی · شورای سالکان مذهبی (که معمولا از کاردینال ها تشکیل شده و هر شورا وظایف ویژه ای دارد) · مجمع · هم مسلک · همایش · کوچ نشین · گردهمایی · گردهمایی مذهبی · گروه
-
گروه
-
جماعت دوست · متمایل بجمع شدن · گردینده
-
(دوران کوچ نشینی در شمال خاوری ایالات متحده) دهکده · (کلیسای کاتولیک) جامعه ی مذهبی · اجتماع · اعضای کلیسا · بخشی از هر فرقه ی راهبان · جماعت · حاضران در کلیسا · حوزه ی کلیسایی · شورای سالکان مذهبی (که معمولا از کاردینال ها تشکیل شده و هر شورا وظایف ویژه ای دارد) · مجمع · هم مسلک · همایش · کوچ نشین · گردهمایی · گردهمایی مذهبی · گروه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن