ترجمه "congregating" به فارسی

گروه ترجمه "congregating" به فارسی است.

congregating verb noun

Present participle of congregate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گروه

    noun

    Within a relatively short period of time, this tiny congregation of disciples came to include thousands of believers.

    اما در مدتی کوتاه از این گروه کوچک گروهی چند هزار نفره به وجود آمد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congregating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "congregating" با ترجمه به فارسی

  • شرکت کننده در مراسم کلیسا · عضو کلیسا (یا کنیسه)
  • (دور هم) جمع شدن · (دور هم) جمع شده · اشتراکی · جمع شدن · عمومی · همایش کردن · همگانی · گرد آمدن · گرد آمده
  • وابسته به اعضای کلیسا C( -2 بزرگ) وابسته به فرقه ی کانگر گیشنال و پیروان آن
  • جامع
  • (دوران کوچ نشینی در شمال خاوری ایالات متحده) دهکده · (کلیسای کاتولیک) جامعه ی مذهبی · اجتماع · اعضای کلیسا · بخشی از هر فرقه ی راهبان · جماعت · حاضران در کلیسا · حوزه ی کلیسایی · شورای سالکان مذهبی (که معمولا از کاردینال ها تشکیل شده و هر شورا وظایف ویژه ای دارد) · مجمع · هم مسلک · همایش · کوچ نشین · گردهمایی · گردهمایی مذهبی · گروه
  • جماعت دوست · متمایل بجمع شدن · گردینده
  • (دوران کوچ نشینی در شمال خاوری ایالات متحده) دهکده · (کلیسای کاتولیک) جامعه ی مذهبی · اجتماع · اعضای کلیسا · بخشی از هر فرقه ی راهبان · جماعت · حاضران در کلیسا · حوزه ی کلیسایی · شورای سالکان مذهبی (که معمولا از کاردینال ها تشکیل شده و هر شورا وظایف ویژه ای دارد) · مجمع · هم مسلک · همایش · کوچ نشین · گردهمایی · گردهمایی مذهبی · گروه
اضافه کردن

ترجمه های "congregating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه