ترجمه "conic" به فارسی

مخروطی, مخروطي, رجوع شود به conic section -2 conical -1 بهترین ترجمه های "conic" به فارسی هستند.

conic adjective noun دستور زبان

Conical. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخروطی

    adjective

    It had a conical top, slightly flattened at the summit.

    قلهای مخروطی شکل داشت که مختصری در آن بالا مسطح بود.

  • مخروطي

    Of, relating to, or in the shape of a cone.

    Angular cranial impact coupled with acute exit wounds, conical spray.

    گلوله ها از زاويه اي شليک شده ن که به راحتي از جمجمه خارج شن ، به صورت مخروطي.

  • رجوع شود به conic section -2 conical -1

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conic" با ترجمه به فارسی

  • مخروط مانند · مخروطسان · مخروطي · مخروطی · مخروطی شکل · وابسته به مخروط
  • (نقشه ی جغرافیایی) پیش افکن مخروطسان · سیستم تصویر مخروطی
  • (جمع) مخروطات · قطع مخروطی · مخروط بری · مخروط شناسی · مخروطی ها(conics هم می گویند) · مقطع مخروطی · منحنی مخروطی
  • شکل مخروطی ی
  • سطح مخروطی
  • مخروط مانند · مخروطسان · مخروطي · مخروطی · مخروطی شکل · وابسته به مخروط
اضافه کردن

ترجمه های "conic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه