ترجمه "conical" به فارسی
مخروطی, مخروطي, مخروطسان بهترین ترجمه های "conical" به فارسی هستند.
conical
adjective
noun
دستور زبان
(geometry) Of or relating to a cone or cones. [..]
-
مخروطی
adjectiveIt had a conical top, slightly flattened at the summit.
قلهای مخروطی شکل داشت که مختصری در آن بالا مسطح بود.
-
مخروطي
Of, relating to, or in the shape of a cone.
-
مخروطسان
-
ترجمه های کمتر
- مخروط مانند
- مخروطی شکل
- وابسته به مخروط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conical" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به conic section -2 conical -1 · مخروطي · مخروطی
-
(نقشه ی جغرافیایی) پیش افکن مخروطسان · سیستم تصویر مخروطی
-
(جمع) مخروطات · قطع مخروطی · مخروط بری · مخروط شناسی · مخروطی ها(conics هم می گویند) · مقطع مخروطی · منحنی مخروطی
-
شکل مخروطی ی
-
سطح مخروطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن