ترجمه "conjoin" به فارسی

به هم بستن, به هم وصل کردن, توام کردن یا شدن بهترین ترجمه های "conjoin" به فارسی هستند.

conjoin verb دستور زبان

(transitive) To join together; to unite; to combine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به هم بستن

  • به هم وصل کردن

  • توام کردن یا شدن

  • ترجمه های کمتر

    • عروسی کردن
    • قرین شدن
    • متحد کردن یا شدن
    • هم پیوند کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conjoin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conjoin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conjoin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه