ترجمه "conjoint" به فارسی

توام, دوگانه, مزدوج بهترین ترجمه های "conjoint" به فارسی هستند.

conjoint adjective دستور زبان

joined together; combined; joint [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توام

  • دوگانه

  • مزدوج

  • ترجمه های کمتر

    • نکاحی
    • همبسته
    • دوتایی
    • متحد
    • زن و شوهری
    • هم پیوند
    • وصل (به هم)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conjoint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conjoint" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conjoint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه