ترجمه "conjugant" به فارسی
(گیاه شناسی) هم یوغ ( هر یک از دو سازواره ی تک یاخته ای که در حال هم یوغی باشند) ترجمه "conjugant" به فارسی است.
conjugant
noun
دستور زبان
A gamete that undergoes conjugation
-
(گیاه شناسی) هم یوغ ( هر یک از دو سازواره ی تک یاخته ای که در حال هم یوغی باشند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conjugant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conjugant" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی آلی) پروتئین هم یوغ ( ترکیب یک پروتئین با یک غیر پروتئین مثلا در هموگلوبین)
-
مزدوج مختلط
-
روش گرادیان مزدوج
-
ازدواجی · زفافی · زن و شوهری · زناشویی · نكاحی · نکاحی · وابسته به زناشویی
-
ازراه زناشویی
-
ترکیبی · صرفی
-
(دستور زبان) صرف · (زیست - شناسی) هم یوغی · تصریف · جفت شدگی · زوجیت · هم جفتی · همبستگی · همیوغش
-
حالت زناشویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن