ترجمه "conjugational" به فارسی

صرفی, ترکیبی بهترین ترجمه های "conjugational" به فارسی هستند.

conjugational adjective دستور زبان

Of or pertaining to conjugation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صرفی

  • ترکیبی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conjugational " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conjugational" با ترجمه به فارسی

  • (شیمی آلی) پروتئین هم یوغ ( ترکیب یک پروتئین با یک غیر پروتئین مثلا در هموگلوبین)
  • مزدوج مختلط
  • روش گرادیان مزدوج
  • ازدواجی · زفافی · زن و شوهری · زناشویی · نكاحی · نکاحی · وابسته به زناشویی
  • ازراه زناشویی
  • (دستور زبان) صرف · (زیست - شناسی) هم یوغی · تصریف · جفت شدگی · زوجیت · هم جفتی · همبستگی · همیوغش
  • حالت زناشویی
  • (گیاه شناسی) هم یوغ ( هر یک از دو سازواره ی تک یاخته ای که در حال هم یوغی باشند)
اضافه کردن

ترجمه های "conjugational" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه