ترجمه "conniver" به فارسی

تجاهل کننده, مسامحه کار بهترین ترجمه های "conniver" به فارسی هستند.

conniver noun دستور زبان

A person who connives [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجاهل کننده

  • مسامحه کار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conniver " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conniver" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد چیزهای بد) نادیده انگاشتن · بامبول زدن · تبانی کردن · تجاهل کردن · توطئه کردن · زیر جلی (با بد کاران) همکاری کردن · غمز عین کردن · مسامحه کردن · موافقت ضمنی کردن · همدستی کردن (در جرم)
  • چشم پوشي كردن از
  • (در مورد چیزهای بد) نادیده انگاری · اغماض · تبانی · تجاهل · ساخت و پاخت · سازش · همدستی
  • (زیست شناسی) خمیده به سوی یکدیگر (مثل شاخ برخی جانوران) · هم خمیده
  • حیله گر
  • (در مورد چیزهای بد) نادیده انگاری · اغماض · تبانی · تجاهل · ساخت و پاخت · سازش · همدستی
  • (زیست شناسی) خمیده به سوی یکدیگر (مثل شاخ برخی جانوران) · هم خمیده
اضافه کردن

ترجمه های "conniver" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه