ترجمه "connotative" به فارسی

دلالت کننده درضمن ترجمه "connotative" به فارسی است.

connotative adjective دستور زبان

That implies or suggests something else [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلالت کننده درضمن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " connotative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "connotative" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد واژه و عبارت) معنای ضمنی · (منطق) توارد · بار معنایی · حالت ضمنی معنی واژه · دلالت ضمنی · دلالت مفهومی · معنی · همباره · همبارگی
  • (در مورد واژه) معنای ضمنی (علاوه بر معنای صریح : denotation) داشتن · بار معنایی رساندن · در برداشتن · در پی داشتن · دلالت کردن · رساندن (معنی) · متضمن بودن · همباره داشتن
  • (در مورد واژه) معنای ضمنی (علاوه بر معنای صریح : denotation) داشتن · بار معنایی رساندن · در برداشتن · در پی داشتن · دلالت کردن · رساندن (معنی) · متضمن بودن · همباره داشتن
  • (در مورد واژه و عبارت) معنای ضمنی · (منطق) توارد · بار معنایی · حالت ضمنی معنی واژه · دلالت ضمنی · دلالت مفهومی · معنی · همباره · همبارگی
اضافه کردن

ترجمه های "connotative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه