ترجمه "consignation" به فارسی

واگذاری, سپردن, تسلیم بهترین ترجمه های "consignation" به فارسی هستند.

consignation noun دستور زبان

The act of consigning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگذاری

  • سپردن

    verb
  • تسلیم

    noun

    consign you to a punishment the extent of which, although I can, with a shudder, foresee

    شما را تسلیم مجازاتی کنم که نوع آن را به خوبی میتوان پیشبینی کرد

  • ترجمه های کمتر

    • حمل
    • امانت فرستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consignation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "consignation" با ترجمه به فارسی

  • حساب امانی- حساب کالای ارسالی
  • کالای امانی
  • ارسال · بار · بار کشتی · بارگیری · تحویل · حمل · سپارش · فرستادن · فرسته · محموله · محموله دریایی · مرسوله · کالای ارسالی – محموله
  • حمل کننده کالا
  • (مهجور) رضایت دادن · (کالا و غیره) فرستادن · ارسال امانی- ارسال کالا به طور امانت · ارسال داشتن · ارسال کردن · تحویل دادن · تسلیم شدن · تنزل (جا یا مقام) دادن · رد کردن به · سپاردن · سپردن · واسپردن · واصل کردن
  • کالای ارسالی- کالای امانی
  • ذخایر امانی
  • فروش کالای امانی
اضافه کردن

ترجمه های "consignation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه