ترجمه "Consignment" به فارسی

محموله, محموله – کالا, محموله بهترین ترجمه های "Consignment" به فارسی هستند.

Consignment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محموله

    The whole consignment had to be in the warehouse and ready for shipment by May 15.

    تمام محموله میبایستی برای پانزدهم ماه مه در انبار و برای حمل به کشتی آماده باشد.

  • محموله – کالا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Consignment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

consignment noun دستور زبان

The act of consigning [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محموله

    The whole consignment had to be in the warehouse and ready for shipment by May 15.

    تمام محموله میبایستی برای پانزدهم ماه مه در انبار و برای حمل به کشتی آماده باشد.

  • ارسال

    noun

    to whom the entire consignment should be sent in bond for export, for collection by M. Jean Baptiste Langarotti.

    که باید محمولهٔ کلی و آماده برای صدور به آنجا ارسال گردد و در اختیار آقای ژان باپتیست لانگاروتی قرار گیرد.

  • بار

    noun

    He must now consign the patient to her care; and he proceeded to repeat to her Lydgate's directions as to the quantity of each dose.

    آنگاه دستورات لایدگیت را در مورد مقدار تریاکی که هر بار میبایست به بیمار خورانده شود تکرار کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • حمل
    • تحویل
    • بارگیری
    • سپارش
    • مرسوله
    • فرسته
    • فرستادن
    • بار کشتی
    • محموله دریایی
    • کالای ارسالی – محموله

عباراتی شبیه به "Consignment" با ترجمه به فارسی

  • حساب امانی- حساب کالای ارسالی
  • کالای امانی
  • حمل کننده کالا
  • (مهجور) رضایت دادن · (کالا و غیره) فرستادن · ارسال امانی- ارسال کالا به طور امانت · ارسال داشتن · ارسال کردن · تحویل دادن · تسلیم شدن · تنزل (جا یا مقام) دادن · رد کردن به · سپاردن · سپردن · واسپردن · واصل کردن
  • کالای ارسالی- کالای امانی
  • ذخایر امانی
  • فروش کالای امانی
  • ارسال کالا- سند حمل
اضافه کردن

ترجمه های "Consignment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه