ترجمه "consoled" به فارسی
تسلیت گفتن ترجمه "consoled" به فارسی است.
consoled
verb
Simple past tense and past participle of console. [..]
-
تسلیت گفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consoled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consoled" با ترجمه به فارسی
-
کنسول بازی دستی
-
شبیهساز کنسول بازی
-
تسلیت گوینده
-
کنسول مدیریت Exchange
-
(شخص یا چیز) مایه ی تسلی · تسلی · تسلیت · تسکین · دلخوشی · دلداری · دلگرمی
-
(اتومبیل) داشبرد · (رادیو و تلویزیون و کامپیوتر)جعبه (که دستگاه در درون آن قرار دارد و معمولا روی کف اتاق قرار می گیرد) · (معماری) کنسول (پیش آمدگی نقش و نگاردار دیوار که روی آن مجسمه یا تاقچه یا تیر سقف و غیره را قرار می دهند) · (موسیقی) میز ارگ (که کلیدها و رکاب ها و سایر ابزار نواختن بر آن سوار شده است) · (هواپیما و کامپیوتر و غیره) صفحه فرمان · بخش برجسته ی بین دوصندلی جلو · تسلی دادن · تسلیت گفتن · دلجویی کردن · دلداری دادن · رجوع شود به console table · گنجانه
-
(انگلیس) اوراق قرضه ی دولت انگلیس (به ویژه اوراقی که از سال 1571 منتشر شده است)
-
سیستم مدیریت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن