ترجمه "constancy" به فارسی

ثبات, استواری, پایداری بهترین ترجمه های "constancy" به فارسی هستند.

constancy noun دستور زبان

(uncountable) The quality of being constant; steadiness or faithfulness in action, affections, purpose, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبات

    noun

    If you go upon arguments, they are never wanting, when a man has no constancy of mind.

    اگر کسی ثبات ذهنی نداشته باشد همیشه دلایلی برای تغییر عقیده پیدا میکند.

  • استواری

  • پایداری

    Yet, having chosen so well, his constancy has a respectable stamp.

    با این حال، بعد از این انتخاب عالیاش، پایداری و سماجتش قابل درک و قابل احترام است.

  • ترجمه های کمتر

    • وفاداری
    • وفا
    • تداوم
    • پابرجایی
    • پایمردی
    • ثبوت
    • استقامت
    • اراده
    • بلاتغییر بودن
    • ثبات قدم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "constancy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "constancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه