ترجمه "constitutional" به فارسی
اساسی, مشروطه, سرشتی بهترین ترجمه های "constitutional" به فارسی هستند.
constitutional
adjective
noun
دستور زبان
Conforming to the constitution. [..]
-
اساسی
nounWe must preserve our peaceful constitution.
ما باید قانون اساسی صلح آمیز خود را حفظ کنیم.
-
مشروطه
The constitutional monarchy had been abolished, replaced by a republic, led by a president of the republic.
رژیم مشروطه سلطنتی ملغی شد و جایش را رژیم جمهوری گرفت و رئیس جمهور آن را رهبری کرد.
-
سرشتی
Happily, Orlando was of a strong constitution
خوشبختانه، ارلاندو سرشتی نیرومند داشت
-
ترجمه های کمتر
- بنیادی
- اصلی
- سلامتی بخش (ورزش یا هر کاری که برای حفظ سلامتی انجام شود)
- طرفدار قانون اساسی
- مشروطه گرای
- وابسته به سلامتی
- وابسته به قانون اساسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " constitutional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "constitutional" با ترجمه به فارسی
-
سرشت ژنتيكي · ژنوتیپها
-
متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
-
عهدنامهٔ تدوین قانون اساسی اتحادیهٔ اروپا
-
تاریخ مشروطه ایران
-
متمم سوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
پادشاهی مشروطه
-
تشکیل دادن، برقرار ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن