ترجمه "constructive" به فارسی

سازنده, ساختمانی, سودمند بهترین ترجمه های "constructive" به فارسی هستند.

constructive adjective دستور زبان

Relating to construction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازنده

    noun particle

    So sometimes fear can produce a constructive response.

    پس گاهی اوقات ترس میتواند پاسخی سازنده ایجاد کند.

  • ساختمانی

    adjective

    Boys can construct a block building from two dimensional plans easier and quicker than girls

    هـنگام ساختن ساختمانی از روی نقشه دوبعدی، پسران سریعتر از دختران عمل میکنند.

  • سودمند

    adjective

    It's a destructive energy in a constructive space.

    . این یه انرژی مخربه . در یک فضای سودمند

  • ترجمه های کمتر

    • سازا
    • سازگر
    • مصلح
    • مصلحانه
    • ساختاری
    • تفسیری
    • (حقوق) تفسیر شده (از طریق تعبیر قوانین مربوطه)
    • ره گشا (در مقابل : ویرانگر destructive)
    • سازه ای
    • وابسته به ساختمان یا ساختار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constructive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "constructive" با ترجمه به فارسی

  • رانک ار امش یتخادرپ دزمتسد امرفراک( دنمدوس تخادرپ سرتسدرد هشیمه دیاب لوپ نیا .دهدب امش هب هک هتشاذگ امش هب تسا شتقو هک عقوم ره دناوتب امرفراک هک دشاب)دزادرپب
  • نیمه ساز
  • سازه فولادی
  • ترکیبی · ساختمانی
  • اخراج
  • (زبان شناسی) ترکیب · (هرچیز ساخته شده) بنا · (هندسه) ترسیم · اثر هنری سه بعدی (که معمولا از آمیزش چند ماده ساخته شده است) · احداث · ایجاد · برداشت · تعبیر · تفسیر · رسم · روش ساختن · ساخت · ساختار · ساختار دستوری که شامل دو یا چند جز اصلی باشد · ساختمان · ساختمان- بنیاد- نهاد · ساختمانسازی · ساختن · ساختوساز · سازه · عمارت · مسکونی · هم گذاشت هنری
  • پروانه ساختمان
  • سازنده
اضافه کردن

ترجمه های "constructive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه