ترجمه "construction" به فارسی

ساخت, ساختمان, عمارت بهترین ترجمه های "construction" به فارسی هستند.

construction noun دستور زبان

The process of constructing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساخت

    ساختمان یا سازه

    On each flatbed was a cage constructed of steel piping.

    روی تخت هر یک قفسی که ازلوله های فولادی ساخته شده بود دیده میشد.

  • ساختمان

    noun

    The vessels in process of construction are under a bell glassthere, as it were.

    آنجا کشتیها برای ساختمان، به اصطلاح، زیر سرپوشند.

  • عمارت

    noun

    so tell me who tried to kill you and spur the construction

    بگو ببينم كي مي خواست تو رو بكشهو عمارت رو خراب كنه؟

  • ترجمه های کمتر

    • ساختمانسازی
    • ساختوساز
    • ساختن
    • ساختار
    • احداث
    • مسکونی
    • سازه
    • تفسیر
    • ایجاد
    • تعبیر
    • رسم
    • برداشت
    • (زبان شناسی) ترکیب
    • (هرچیز ساخته شده) بنا
    • (هندسه) ترسیم
    • اثر هنری سه بعدی (که معمولا از آمیزش چند ماده ساخته شده است)
    • روش ساختن
    • ساختار دستوری که شامل دو یا چند جز اصلی باشد
    • ساختمان- بنیاد- نهاد
    • هم گذاشت هنری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " construction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "construction"

عباراتی شبیه به "construction" با ترجمه به فارسی

  • رانک ار امش یتخادرپ دزمتسد امرفراک( دنمدوس تخادرپ سرتسدرد هشیمه دیاب لوپ نیا .دهدب امش هب هک هتشاذگ امش هب تسا شتقو هک عقوم ره دناوتب امرفراک هک دشاب)دزادرپب
  • نیمه ساز
  • سازه فولادی
  • ترکیبی · ساختمانی
  • اخراج
  • (حقوق) تفسیر شده (از طریق تعبیر قوانین مربوطه) · تفسیری · ره گشا (در مقابل : ویرانگر destructive) · ساختاری · ساختمانی · سازا · سازنده · سازه ای · سازگر · سودمند · مصلح · مصلحانه · وابسته به ساختمان یا ساختار
  • پروانه ساختمان
  • سازنده
اضافه کردن

ترجمه های "construction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه