ترجمه "constructible" به فارسی
قابل ساختن ترجمه "constructible" به فارسی است.
constructible
adjective
دستور زبان
(of a regular polygon) That can be constructed in a plane using only a pair of compasses and a straightedge. [..]
-
قابل ساختن
Test whether a given object is constructible
آزمون در مورد این که آیا شیء دادهشده قابل ساختن است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " constructible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "constructible" با ترجمه به فارسی
-
رانک ار امش یتخادرپ دزمتسد امرفراک( دنمدوس تخادرپ سرتسدرد هشیمه دیاب لوپ نیا .دهدب امش هب هک هتشاذگ امش هب تسا شتقو هک عقوم ره دناوتب امرفراک هک دشاب)دزادرپب
-
نیمه ساز
-
سازه فولادی
-
ترکیبی · ساختمانی
-
اخراج
-
(زبان شناسی) ترکیب · (هرچیز ساخته شده) بنا · (هندسه) ترسیم · اثر هنری سه بعدی (که معمولا از آمیزش چند ماده ساخته شده است) · احداث · ایجاد · برداشت · تعبیر · تفسیر · رسم · روش ساختن · ساخت · ساختار · ساختار دستوری که شامل دو یا چند جز اصلی باشد · ساختمان · ساختمان- بنیاد- نهاد · ساختمانسازی · ساختن · ساختوساز · سازه · عمارت · مسکونی · هم گذاشت هنری
-
(حقوق) تفسیر شده (از طریق تعبیر قوانین مربوطه) · تفسیری · ره گشا (در مقابل : ویرانگر destructive) · ساختاری · ساختمانی · سازا · سازنده · سازه ای · سازگر · سودمند · مصلح · مصلحانه · وابسته به ساختمان یا ساختار
-
پروانه ساختمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن